یکی از اشتباهاتی که آدم میتونهخیلی راحت مرتکبش بشه اینه که قدر آدمهای دور و اطرافش رو نون و زمانی که نباشندتازه بفهمه چی از دست داده یا به طور مشابه فکر کنه که هرکسی میتونه فکر کنهافرادی که میتونه درک کنه یا درکش کنند زیاد باشه.
پارسال وقتی که دیدم سلمان در حال یادگرفتن آهنگسازیهست منم قلقلکمشد که یاد بگیرم و بسازم به هر حال مدتی گذشت و تابستون امسال بعد از کنکور یهبرنامه دانلود کردم و یه فضایی برای آهنگم در نظر گرفتم به این صورت که :
یه نفر قراره باید اعدام بشهو به حالتی که دستاش بسته هست و اون رو به سمت چوب دار میبرند؛ مردم زیادی بهتماشای اعدام اون اومدند. حین اینکه اون رو به سمت دار روانه میکنند توی جمعیتافرادی رو میبینم که فقط به تماشا نیومدند و و خیلی آروم آروم خودشون رو به صحنهنزدیک میکنند؛ وقتی که میخوان طناب رو دور گردنش حلقه کنند اون افراد به قدرکافی نزدیک شدند و سلاحهای خودشون رو در میارند، ریتم آهنگ تند میشه و اونا بهسربازها حمله میکنند یکی از سربازها سراسیمه سعی میکنه که زیر پای اون فرد روخالی کنه که اون اعدام بشه ولی یکی از اون افرادی که نجات دهنده خنجری پرتاپ میکنهتا طناب پاره بشه و فرد نجات پیدا کرده خودش ترتیب سرباز رو میده تو همین بحبوحهیکی با چندتا اسب میاد و همشون فرار میکنند.
خب این خزعبلات رو تو ذهنمگرفتم و آهنگ داغون خودم رو ساختم ولی به هیچکس ندادمش فقط یه فان بودش شبی کهسلمان میخواست اعزام بشه آهنگ جدیدش(یه dubstep) که هنوز تمام نشده بود رو فرستاد و منمآهنگ خودم رو فرستادم و سلمان خیلی خوشش اومد و تعریف کرد. راستش هنوزم فکر میکنمچرت و پرت محضه و از روی خجالت فضای تویذهنم رو با آبو تاب توضیح ندادم. به هر حال ما اومدیم برای هماتاقیها آهنگ روپخش کنیم ببینیم نظرشون چیه(البته بهشون نگفتم خودم ساختم) بعد خیلی شیک و مجلسی20 ثانیه اوّلش که پخش شد گفتن قطعش کن :|
بعد امروز بعد از چند روزگفتم بیاین دوتا آهنگ میدم مقایسه کنید و اوّلیش یه چیز گذاشتم که خوششون بیادبعد آهنگ من که پخش شد یکی درجا گفت این مال game of thrones هستو حتی مال فلان قسمتشه، حالا هرچی ما میگیم نه میگه چرا و گیر که اسم آهنگ چیه.بعد حینی که آهنگ پخش میشه یه دفعه هدفون من رو میبینه میگه این چیه میذاره روگوشش و میگه اَ اَ اَ اَ حالا یکی نیست بگه آهنگ رو یه دو دقیقه گوش بده اینقدرحاشیه نرو اونطرف یکی دیگه میره با یکی دیگه صحبت میکنه کلا هیچکس حواسش نیست. قشنگاین حس دست داد من دلم با کیا خوشه اصلاً من رو درک نمیکنند. یه پوکر فیس تمامبودم.
تنها نکته مثبت جمع این بودکه نفهمیدن آهنگ رو خودم ساختم و اینکه یکی باهاش استرس گرفت و دیگری گفت انگار میخوانیکی بکُشند حالا اینا که گوش ندادند چطوری به این نتایج رسیدن من نمیدونم.
شاید وقتی سلمان از سربازیبرگشت ازش راهنمایی خواستم که منم شروع کنم آهنگسازی یاد گرفتن.
ما را در سایت فراقش را تحملّی نیست دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 143